
اقتصاد زیر آتش؛ چگونه بحران خاورمیانه، زنجیره جهانی صنعت چاپ را از کار میاندازد؟
اینروزها خاورمیانه بار دیگر به نقطهای تبدیل شده است که تنشهای سیاسی و نظامی آن، فراتر از مرزهای جغرافیاییاش، اقتصاد جهانی را تحتتأثیر قرار میدهد. اگرچه تمرکز اصلی رسانهها معمولاً بر بازار نفت و گاز، امنیت انرژی و تحولات نظامی است، اما در لایههای عمیقتر اقتصاد، صنایعی قرار دارند که بیسر و صدا، اما با تأثیری گسترده، از این بیثباتی آسیب میبینند. صنعت چاپ یکی از همین بخشهاست؛ صنعتی که به ظاهر سنتی به نظر میرسد، اما در واقع یکی از حلقههای کلیدی اقتصاد مدرن، تجارت منطقهای و زنجیره تأمین جهانی است.
صنعت چاپ در خاورمیانه و پیرامون آن، تنها به تولید کتاب و روزنامه محدود نمیشود. این صنعت در قلب بستهبندی مواد غذایی و دارویی، تبلیغات، نشر آموزشی، چاپ اسناد امنیتی، تجارت الکترونیک و حتی صادرات غیرنفتی قرار دارد. هر اختلال در این زنجیره، پیامدهایی دارد که از افزایش قیمت کالاهای مصرفی آغاز میشود و به کاهش رقابتپذیری اقتصادهای منطقهای ختم میگردد.
با تشدید بحرانهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، نخستین ضربه به ساختار هزینهای صنعت چاپ وارد میشود. این صنعت به شدت انرژیبر است. ماشینآلات سنگین چاپ، سیستمهای خشککن، کنترل رطوبت، سرمایش و گرمایش سالنها و خطوط بستهبندی همگی وابستگی مستقیم به برق و گاز دارند. در کشورهای حوزه خلیج فارس، سالها انرژی ارزان یکی از مزیتهای رقابتی اصلی صنعت چاپ محسوب میشد. اما افزایش تنشها، ریسک اختلال در عرضه انرژی، افزایش هزینه بیمه و نوسان قیمتها، این مزیت را به یک نقطه ضعف بالقوه تبدیل کرده است.
در شرایطی که دولتها ناچار میشوند یارانههای انرژی را بازنگری کنند یا اولویت تخصیص انرژی را به بخشهای استراتژیکتر بدهند، صنعت چاپ در موقعیتی خاکستری قرار میگیرد. نه آنقدر حیاتی که در صف اول حمایت دولتی باشد و نه آنقدر کماهمیت که حذف آن بیهزینه تلقی شود. نتیجه، فشردهشدن حاشیه سود و افزایش فشار بر واحدهای تولیدی است؛ بهویژه در ایران، امارات، عربستان و قطر که طی سالهای اخیر سرمایهگذاریهای سنگینی روی چاپ صنعتی و بستهبندی انجام دادهاند.
همزمان با شوک انرژی، وابستگی شدید صنعت چاپ منطقه به واردات مواد اولیه، آسیبپذیری آن را دوچندان میکند. کاغذ، مقوا، مرکب، زینک و بسیاری از مواد شیمیایی مورد استفاده در چاپ، عمدتاً از اروپا، شرق آسیا یا آمریکای لاتین وارد میشوند. هرگونه اختلال در مسیرهای حملونقل، افزایش هزینه بیمه یا تأخیر در ترخیص، مستقیماً چرخه تولید را مختل میکند. در فضایی که بیثباتی سیاسی افزایش مییابد، شرکتها ناچار به افزایش موجودی انبار، پیشخرید مواد و قفلکردن سرمایه میشوند؛ تصمیمهایی که نقدینگی را تحت فشار قرار میدهد و ریسک مالی را بالا میبرد.
در این میان، ترکیه جایگاهی ویژه دارد. این کشور طی دو دهه گذشته به یکی از قطبهای اصلی صنعت چاپ و بستهبندی در منطقه اوراسیا تبدیل شده و بازارهایی از اروپا تا خاورمیانه و آسیای مرکزی را پوشش میدهد. نیروی کار متخصص، زیرساخت صنعتی گسترده و نزدیکی جغرافیایی به بازارهای مصرف، ترکیه را به بازیگری کلیدی بدل کرده است. اما تشدید بحرانهای خاورمیانه برای ترکیه یک شمشیر دولبه است. از یک سو، تضعیف لیر میتواند صادرات خدمات چاپ را رقابتیتر کند؛ از سوی دیگر، وابستگی شدید به واردات انرژی و مواد اولیه باعث میشود هزینه تولید بهسرعت افزایش یابد.
در چنین شرایطی، صنعت چاپ ترکیه با یک فرآیند غربالگری مواجه میشود. واحدهای بزرگ و سرمایه محور که توان مدیریت ریسک، ذخیره مواد اولیه و دسترسی به بازارهای صادراتی متنوع دارند، ممکن است حتی تقویت شوند. اما واحدهای کوچک و متوسط، که ستون فقرات اشتغال این صنعت را تشکیل میدهند، در معرض حذف تدریجی قرار میگیرند. این روند میتواند به تمرکز بیشتر بازار و کاهش تنوع بازیگران منجر شود؛ پدیدهای که در بلندمدت، انعطافپذیری کل صنعت را کاهش میدهد.
در کشورهای حوزه خلیج فارس، وضعیت پیچیدهتر است. امارات متحده عربی، عربستان سعودی و قطر طی سالهای اخیر تلاش کردهاند با سرمایهگذاری در چاپ پیشرفته و بستهبندی، بخشی از اقتصاد غیرنفتی خود را توسعه دهند. هدف، تبدیل شدن به هابهای منطقهای بوده است که سفارشهایی از آفریقا، آسیای جنوبی و حتی اروپا را جذب میکنند. اما این مدل توسعه، به شدت به ثبات ژئوپلیتیکی و تصویر امنیتی منطقه وابسته است. با افزایش تنشها، حتی اگر زیرساختها آسیبی نبینند، «ریسک ادراک شده» منطقه افزایش مییابد و مشتریان خارجی محتاطتر میشوند.
نتیجه این وضعیت، کاهش سفارشهای برون مرزی و انتقال تدریجی پروژهها به مناطق امنتر است. این مسئله به ویژه در بخش چاپ تجاری و تبلیغاتی نمود پیدا میکند؛ بخشی که به شدت به اعتماد، زمانبندی دقیق و ثبات نیاز دارد. در مقابل، چاپ بستهبندی که به صنایع غذایی و دارویی گره خورده، انعطافپذیری بیشتری دارد، اما افزایش هزینهها در این بخش مستقیماً به قیمت کالاهای اساسی منتقل میشود.
اینجاست که صنعت چاپ از یک موضوع تخصصی به یک مسئله کلان اقتصادی تبدیل میشود. افزایش هزینه چاپ بستهبندی، به معنای افزایش قیمت مواد غذایی، دارو و کالاهای مصرفی است. در اقتصادهایی که همزمان با تورم، فشار معیشتی و نوسان ارزی مواجهاند، این اثرات بهسرعت در زندگی روزمره مردم احساس میشود. بهعبارت دیگر، بحران ژئوپلیتیکی از مسیر صنعت چاپ، به سبد خرید خانوارها نفوذ میکند.
در سطح منطقهای، همزمانی چند بحران، از انرژی و لجستیک گرفته تا سرمایهگذاری و تقاضا، شرایطی ایجاد کرده که صنعت چاپ را در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار داده است. نه میتوان به سادگی آن را تعطیل کرد و نه میتوان بدون اصلاح ساختاری انتظار تداوم رشد داشت. آینده این صنعت در خاورمیانه و پیرامون آن، به توان کشورها در مدیریت ریسک، تنوعبخشی به زنجیره تأمین و ایجاد تعادل میان هزینه و رقابتپذیری وابسته است.
در نهایت، آنچه امروز در صنعت چاپ منطقه رخ میدهد، نشانهای از وضعیت کلی اقتصاد خاورمیانه است. اقتصادی که زیر آتش بیثباتی سیاسی و امنیتی قرار دارد، پیش از آنکه در آمارهای کلان دیده شود، آثار خود را در صنایعی نشان میدهد که بیسروصدا اما حیاتیاند. صنعت چاپ، با تمام پیچیدگیها و وابستگیهایش، به یکی از شاخصهای پنهان سلامت اقتصادی منطقه تبدیل شده است؛ شاخصی که اگر نادیده گرفته شود، پیامدهای آن دیر یا زود خود را آشکار خواهد کرد.
منبع: https://glc-inc.com/2025/06/how-middle-east-tensions-are-disrupting-supply-chains/





