
روایتی از اولین چاپخانه مدرن کرمان
وقتی در کوچهپسکوچههای کرمانِ یک قرن پیش قدم میزنیم، یکی از نخستین ردپاهای دنیای نوین نشر و مطبوعات در این شهر، به سال ۱۳۰۱ شمسی بازمیگردد؛ زمانی که حاج زینالدینخان کرمانی با راهاندازی چاپخانه سعادت، صدای تازهای را به زندگی فرهنگی و اجتماعی این شهر بخشید.
شاید بتوانیم از چاپخانه سعادت به عنوان اولین چاپخانه مدرن شهر کرمان یاد کنیم. چاپخانهای که حدود یک قرن در کرمان فعالیت کرد و تا اواسط دهه نود قدیمیترین چاپخانه در حال فعالیت معاصر به شمار میآمد.
چاپخانه سعادت کنار مدرسه ابراهیمیه و خیابان گنجعلیخان بود. دستگاههای چاپ سنگی و سربی که در آنجا به کار گرفته شدند، برای مردم آن دوره جلوهای از فناوری مدرن به شمار میآمدند. مدیریت چاپ سربی به دست مرحوم حاج سیدمجید فائقی و چاپ سنگی به دست محمدکاظم یارمند بود؛ دو چهرهای که نامشان در حافظه نشر کرمان ماندگار شد. یارمند بعدها با تأسیس چاپخانهای مستقل در خیابان امام خمینی، مسیر تازهای را در نشر محلی گشود.
هرچند که صنعت چاپ از زمان قاجار وارد شهر کرمان شد و طبق کتاب «تاریخ چاپ و نشر کرمان» نوشته سید محمد طیبی و فرهاد دشتکینیا، سعادت چهارمین چاپخانه کرمان در اواخر دوران قاجار است.
در این کتاب آمده است که نخستین دستگاه چاپ درعصر قاجاریه وارد کرمان شد، درباره نوع دستگاه و چگونگی ورود آن به کرمان روایتهای گوناگونی موجود است که گفته میشود که پسر عبدالحسین میرزا فرمانفرما در غیاب پدرش نیابت حکومت کرمان را بر عهده داشت و فعالیتهایی در جهت توسعه امور فرهنگی شهر انجام داد. او توانست نظر تعدادی از ثروتمندان شهر را جلب کند و با جمعآوری مبالغی نخستین دستگاه چاپ را خریداری و وارد کرمان کند.
این دستگاه چاپ از طریق مسئولان روزنامه «حبل المتین» که در کلکته هند منتشر میشد خریداری شد؛ نوع این دستگاه ماشین چاپ سربی بود. با وقوع انقلاب مشروطیت و انتشار روزنامهها، ضرورتهای زمانه ایجاد میکرد که چاپخانههای بیشتری راهاندازی شود بنابراین دومین چاپخانه کرمان پس از انقلاب مشروطیت تاسیس شد که حاصل درخواستها و فعالیتهای مشروطه خواهان بود.
سومین چاپخانه کرمان به نام «چاپخانه توکل» نیز در سال ۱۲۸۸ در دوره مشروطیت تاسیس شد. نوع چاپ آن سنگی بود و از بین ۱۳ روزنامه کرمان ۶ روزنامه در این چاپخانه به چاپ میرسیده است.
چهارمین و آخرین چاپخانه کرمان، «سعادت» است که در اواخر دوره قاجار تاسیس شد. سرپرسی سایکس، نویسنده کتاب ۸ سال در ایران، تاریخ تاسیس آن را ۱۲۹۸ ثبت کرده و آن را اولین چاپخانه کرمان میداند. هر چند که روایتهای مختلفی موجود است اما به نظر میرسد چاپخانه سعادت بین ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۱ تاسیس شده است.
اهمیت این چاپخانه به بلندی عمرش در شهر کرمان است و به گونهای است که همه قدیمیترها در کرمان و یا حتی برخی کارشناسان، چاپخانه «سعادت» را اولین چاپخانه دوره معاصر میدانند و معتقدند این چاپخانه با فعالیتش در شهر کرمان مسیر را برای انقلاب چاپی در کرمان هموار کرده است.
مطبوعاتی که در سعادت متولد شدند
محمد گلاب زاده، مورخ و رئیس بنیاد کرمانشناسی در یادداشتی از اهمیت این چاپخانه نوشت و به پستیها و بلندیهای مسیر این مرکز فرهنگی در طی سالیان سال با تکیه بر متون تاریخی پرداخت.
او نوشته است که چاپخانه سعادت توسط گروهی که دل در گرو امور فرهنگی داشتند تاسیس شد، همان بانیان خیری که برای تکمیل زنجیرۀ سعادت «مدرسه سعادت» را نیز راهاندازی کردند که در سال ۱۳۸۰ به شماره ۳۷۰۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و بنای آن در میدان فابریک هنوز نقشآفرین فرهنگ و فرزانگی است. مجموعه فرهنگی ورزشی سعادت هنوز فعال است. از آنجا که دستگاهها، فرسوده شده و هر روز مشکل تازهای پیش میآوردند، لذا مدیریت چاپخانه در سال ۱۳۱۲ تصمیم به فروش آنها گرفت و با این اقدام، یک دستگاه چاپ مدرن «هایدلبرگ» از آلمان خریداری کرد.
در سال ۱۳۲۳ مدیریت چاپخانه به مرحوم محمدحسین ابراهیمی واگذار شد و دو سال بعد همانگونه که پیش از این آمد مرحوم یارمند از چاپخانه سعادت جدا شد و چاپخانه یارمند را راهاندازی کرد که بعدها پسرش منوچهر یارمند مدیریت آن را به عهده گرفت. از این تاریخ مرحوم سیدرحیم وکیلزاده مدیر و مرحوم ماشاءالله پوریان ناظر فنی چاپخانه شد تا آنکه در جریان ۲۸ مرداد ۱۳۳۳ ماشینآلات و مطبوعات چاپخانه سعادت و یکی دو چاپخانه دیگر کرمان مثل بسیاری مؤسسات عامالمنفعه دیگر طعمه حریق شده و از بین رفت.
بعد از مدتی، باز هم با همت دستاندکاران، چاپخانۀ سعادت با یک دستگاه ملخی هایدلبرگ کار خود را از سر گرفت لیکن بر اثر تغییر جوّ سیاسی از سال ۱۳۳۵ به بعد دیگر فعالیتهای مطبوعاتی راکد شد و این مجموعه به چاپ کتب مذهبی پرداخت. مدیر موسسه جدید، مرحوم سید محمدرضا نواب رضوی چهرۀ سرشناس فرهنگی بود. ایشان تا سال ۱۳۵۰ با کمک و نظارت فنی آقای محمد اردلان چرخ چاپخانه را در گردش داشت و بعد از آن نیز همکاری علمی ایشان با چاپخانه ادامه یافت. در سال ۱۳۴۹ چاپخانه به محل وسیعتری مجاور خیابان باستانی پاریزی فعلی منتقل شد و به همت نوه موسس ماشینآلات متنوعتر و جدیدتری به آن افزوده گشت.
در سال ۱۳۵۱ آقای سیدحسن وکیلزاده که قبل از آن سالها در چاپخانه روزنامه رسمی کشور ایران خدمت میکرد عهدهدار مدیریت چاپخانه شد و آقای اردلان همچنان نظارت قسمت چاپ سُربی را عهدهدار بود و کار در مقیاس وسیعتری ادامه یافت.
بعدها با ورود ماشینهای چاپ پیشرفتهتر و تغییر فضای مطبوعات، سعادت آرامآرام جایگاه نخستین خود را از دست داد؛ اما خاطره روزهایی که مردم برای خواندن تازهترین خبرها به مقابل این چاپخانه میآمدند، همچنان زنده است.
روایت یکی از کارکنان قدیمی چاپخانه سعادت
مجید شبان، یکی از کارمندان این چاپخانه که حالا دیگر سنی از اون گذشته بود و از اواخر دهه ۶۰ در آنجا کار میکرده، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا گفت: من در چاپخانه سعادت حروفچین بودم و آن کار را همانجا یاد گرفتم.
او با اشاره به اینکه چاپخانه سعادت از قبل از چاپ و حتی بعد از چاپ مستقل بود، اظهار کرد: آن زمان حتی از نظر برق نیز مستقل بودیم و دیزل داشتیم و به گونه زنجیره کار چاپ و نشر را خود تکمیل کرده بودیم فقط موارد مصرفی را تهیه میکردند.
وی ادامه داد: در آن زمان چاپخانهها کم و کار زیاد بود، ما همه چیز چاپ میکردیم و البته همه کارهای اداری با کاغذ بود و ضرورت را بیشتر میکرد، اغلب کارهای ما شامل پیک نوروزی، کارت عروسی و ترحیم، کتابهای متفرقه و البته روزنامه بود.
به گفته وی، در آن دوران چاپخانههای دیگر هم بودند اما اینقدر کار زیاد بود که حتی میشد سه شیفت کار کرد.
شبان گفت: این چاپخانه تعداد زیادی کارگر داشت اما پس از دههها فعالیت، برخی از دستگاهها و ماشینهای چاپ به محل جدید منتقل شد و با تیمی کاملاً جدید شروع تازهای را تجربه کرد.
او معتقد است چاپخانه سعادت، در دورانی اولین کرمان بود و سفارشات و کارکنان زیادی داشت گونهای در رونق بود اما دوران اوج آن کم کم به پایان رسید و سوءمدیریت، عدم دانش کافی برای به کارگیری و استفاده از دستگاههای چاپ موجود سبب شد تا هم سفارشات و هم کارکنان کاهش چشمگیری داشته باشند و رفته رفته همین روند سبب تعطیلی این چاپخانه شد.
وی تاکید کرد: مثلاً دستگاهها نیاز به سرویس داشتند یا حتی برخی از قطعاتشان باید در موعد مقرر تعویض میشد که متاسفانه عدم رعایت این دستورالعملها ضربههای جبران ناپذیری را وارد کرد.
گسترش چاپخانهها در کرمان
راهی که سعادت گشود، به دیگران این امکان را داد. در سالهای بعد، چاپخانهها و کتابفروشیهایی مانند گلبهار توسط رضا سعیدی شکل گرفتند و فضای نشر در کرمان گستردهتر شد. با این حال، سعادت همچنان در حافظه جمعی به عنوان «اولین» در عصر مدرن و «قدیمیترین» باقی ماند.
امروز اگرچه از چاپخانه سعادت تنها نامی باقی مانده، اما روایت آن بخشی جداییناپذیر از تاریخ فرهنگی کرمان است. این چاپخانه نه فقط یک واحد صنعتی، که نقطه آغاز دورهای تازه در حیات اجتماعی و فکری شهر بود؛ دورهای که در آن کلمه چاپشده توانست اندیشهها را از مرز محافل کوچک عبور دهد و به میان مردم بیاورد.


