تکنولوژی

چگونه مقررات جهانی ۲۰۲۶ آینده صنعت بسته‌بندی را بازتعریف می‌کنند

در سال ۲۰۲۶، صنعت بسته‌بندی بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین سیاست‌گذاران، مصرف‌کنندگان و فعالان محیط‌زیست قرار گرفته است. بر اساس داده‌های جدید، ارزش بازار جهانی بسته‌بندی از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده و هم‌زمان نگرانی‌ها درباره اثرات زیست‌محیطی آن به اوج رسیده است. تخمین زده می‌شود که بیش از هشتاد درصد بسته‌بندی‌های مورد استفاده در جهان هنوز تنها یک‌بار مصرف هستند و بخش قابل توجهی از آن‌ها هرگز وارد چرخه بازیافت نمی‌شوند. در مقابل، رفتار مصرف‌کننده در حال تغییر است؛ بیش از هفتاد درصد خریداران جهانی اعلام کرده‌اند که در صورت امکان، برندهایی را انتخاب می‌کنند که بسته‌بندی پایدار و مسئولانه‌تری دارند، حتی اگر قیمت محصول کمی بالاتر باشد. این هم‌زمانی رشد بازار و افزایش حساسیت عمومی، دلیل اصلی شدت گرفتن مقررات بسته‌بندی در سال ۲۰۲۶ است.

تا چند سال پیش، گفت‌وگو درباره پایداری در بسته‌بندی تقریباً به‌طور کامل حول پلاستیک می‌چرخید. پلاستیک دشمن اصلی تلقی می‌شد و بسیاری از قوانین اولیه نیز با هدف محدودکردن یا حذف آن تدوین شدند. اما تجربه نشان داد که حذف یک ماده بدون نگاه جامع، لزوماً به معنای حفاظت از محیط‌زیست نیست. جایگزینی پلاستیک با کاغذ، مقوا یا مواد چندلایه، اگر بدون توجه به مصرف آب، انرژی، منبع مواد اولیه و امکان بازیافت انجام شود، می‌تواند آسیب‌های جدیدی ایجاد کند. به همین دلیل، مقررات سال ۲۰۲۶ رویکردی گسترده‌تر اتخاذ کرده‌اند و همه مواد و فرمت‌های بسته‌بندی را در بر می‌گیرند، نه فقط پلاستیک.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مقررات جدید، تمرکز جدی بر چرخه کامل عمر بسته‌بندی است. قانون‌گذار دیگر به این جمله بسنده نمی‌کند که یک بسته‌بندی «قابل بازیافت» است. سؤال اصلی این است که آیا در دنیای واقعی، زیرساخت لازم برای بازیافت آن وجود دارد یا نه. آیا مصرف‌کننده می‌تواند به‌ راحتی آن را تفکیک کند؟ آیا بازیافت آن از نظر اقتصادی و فنی امکان‌پذیر است؟ بسیاری از بسته‌بندی‌هایی که روی کاغذ دوستدار محیط‌زیست به نظر می‌رسند، در عمل به دلیل پیچیدگی ساختار یا نبود امکانات مناسب، سر از محل دفن زباله درمی‌آورند. مقررات ۲۰۲۶ دقیقاً برای بستن همین شکاف بین ادعا و واقعیت طراحی شده‌اند.

در اتحادیه اروپا، این تغییر رویکرد به ‌صورت کاملاً ملموس در قالب مقررات جدید بسته‌بندی و پسماند بسته‌بندی دیده می‌شود. این قوانین که از سال ۲۰۲۵ تصویب شده‌اند، از سال ۲۰۲۶ به‌ طور جدی اجرایی می‌شوند و شرکت‌ها را ملزم می‌کنند که تمام بسته‌بندی‌های عرضه‌شده در بازار اروپا قابل بازیافت واقعی باشند، نه صرفاً در تئوری. علاوه بر این، برچسب‌گذاری باید به‌گونه‌ای باشد که مصرف‌کننده بدون نیاز به دانش تخصصی، بداند هر بخش از بسته‌بندی را چگونه و کجا دفع یا بازیافت کند. استفاده از مواد شیمیایی پایدار و خطرناک نیز به‌شدت محدود شده و شرکت‌ها موظف‌اند مدارک معتبری درباره ارزیابی چرخه عمر بسته‌بندی خود ارائه دهند.

اما این موج محدود به اروپا نیست. در بریتانیا، نظام مسئولیت توسعه‌یافته تولیدکننده به‌طور جدی در حال اجراست. بر اساس این رویکرد، شرکت‌ها تنها مسئول تولید و فروش محصول نیستند، بلکه باید هزینه جمع‌آوری، تفکیک و بازیافت بسته‌بندی پس از مصرف را نیز بپردازند. این موضوع باعث شده بسیاری از برندها از مرحله طراحی، به فکر ساده‌تر کردن ساختار بسته‌بندی و کاهش مواد غیرضروری باشند. در کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بین سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ قوانین تازه‌ای برای استفاده از بسته‌بندی‌های قابل تجزیه و حذف برخی مواد شیمیایی وضع شده است که نشان می‌دهد منطقه‌ای که تا همین اواخر کمتر در این حوزه فعال بود، حالا به‌طور جدی وارد میدان شده است.

در ایالات متحده و بخش‌هایی از آسیا، سرعت و شدت مقررات به اندازه اروپا نیست، اما مسیر کلی تفاوت چندانی ندارد. استانداردسازی برچسب‌ها، تشویق استفاده از مواد بازیافتی، و افزایش فشار بر تولیدکنندگان برای شفافیت بیشتر، روندی است که در بسیاری از این کشورها دیده می‌شود. برای شرکت‌هایی که در چند بازار فعالیت می‌کنند، این تفاوت‌ها چالش‌برانگیز است، زیرا باید هم‌زمان با چند چارچوب قانونی متفاوت سازگار شوند. با این حال، بسیاری از برندها به این نتیجه رسیده‌اند که اگر بتوانند سخت‌گیرانه‌ترین استانداردها را رعایت کنند، تطبیق با سایر بازارها ساده‌تر خواهد بود.

یکی از مفاهیم کلیدی که در مقررات ۲۰۲۶ نقش محوری دارد، اقتصاد چرخشی است. این مفهوم دیگر یک شعار زیبا در گزارش‌های سالانه نیست، بلکه به الزام قانونی تبدیل شده است. از شرکت‌ها انتظار می‌رود نشان دهند بسته‌بندی محصولاتشان بخشی از یک چرخه بسته است، نه مسیری یک‌طرفه از تولید به زباله. این یعنی استفاده مجدد، بازیافت مؤثر و حتی طراحی برای جداسازی آسان، باید از ابتدا در نظر گرفته شود. در برخی کشورها، سیستم‌های بازگشت بسته‌بندی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که مصرف‌کننده با برگرداندن بطری یا ظرف، مبلغی دریافت می‌کند و همین انگیزه مالی، نرخ بازگشت را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است.

نقش مصرف‌کننده در این میان پررنگ‌تر از همیشه شده است. قوانین جدید تلاش می‌کنند اطلاعات شفاف‌تری در اختیار مردم قرار دهند و هم‌زمان جلوی ادعاهای گمراه‌کننده را بگیرند. استفاده بی‌پایه از اصطلاحاتی مانند سبز، پایدار یا دوستدار محیط‌زیست در بسیاری از کشورها محدود یا ممنوع شده است، مگر اینکه شواهد علمی و مستند پشت آن وجود داشته باشد. این رویکرد نه‌تنها به کاهش پدیده‌ای موسوم به سبزشویی کمک می‌کند، بلکه اعتماد عمومی به برندهایی را که واقعاً مسئولانه عمل می‌کنند، افزایش می‌دهد.

برای درک بهتر تأثیر این مقررات، کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. فرض کنید یک برند مواد غذایی سال‌ها از بسته‌بندی‌های چندلایه براق استفاده کرده که ظاهر جذابی داشته‌اند، اما بازیافت آن‌ها تقریباً غیرممکن بوده است. در سال ۲۰۲۶، چنین برندی اگر بخواهد در بازارهای بزرگ جهانی باقی بماند، ناچار است کل استراتژی بسته‌بندی خود را بازنگری کند. این بازنگری فقط به تغییر ماده محدود نمی‌شود، بلکه طراحی، زنجیره تأمین، هزینه‌ها و حتی پیام‌های بازاریابی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اینجا، قانون به‌جای آنکه مانع باشد، به عاملی برای نوآوری تبدیل می‌شود.

نگاهی به آینده نشان می‌دهد که بازار بسته‌بندی پایدار همچنان با سرعت قابل توجهی رشد خواهد کرد. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که ارزش این بخش از بازار در دهه آینده به صدها میلیارد دلار خواهد رسید. این رشد نتیجه ترکیب سه عامل است: مقررات سخت‌گیرانه‌تر، آگاهی و فشار مصرف‌کننده، و پیشرفت‌های فناوری در زمینه مواد جدید و روش‌های تولید. بسیاری از تولیدکنندگان در حال سرمایه‌گذاری روی مواد زیست‌پایه، فیبرهای گیاهی و طراحی‌های ساده‌تر هستند که هم با قوانین سازگارند و هم از نظر تجاری جذاب.

در نهایت، می‌توان گفت سال ۲۰۲۶ نقطه‌ای است که در آن بسته‌بندی دیگر فقط پوششی برای محافظت از محصول نیست. بسته‌بندی به بخشی از هویت برند، نشانه‌ای از مسئولیت اجتماعی و معیاری برای قضاوت مصرف‌کننده تبدیل شده است. حرکت به سمت پایداری دیگر انتخابی اختیاری یا تزئینی نیست، بلکه ضرورتی است که هم از دل قوانین بیرون آمده و هم از خواست بازار و جامعه. برندهایی که این واقعیت را زودتر بپذیرند، نه‌تنها ریسک کمتری خواهند داشت، بلکه در مسیر آینده‌ای پایدارتر و رقابتی‌تر قدم برمی‌دارند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا